جمال الدين محمد الخوانساري

192

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

و « فاسد كرده باشى » يعنى چيزى را از كسى ، يا ميانهء دو كس را . 2345 أكثر سرورك على ما قدّمت من الخير ، وحزنك على ما فات منه . بسيار كن شادى خود را بر آنچه پيش فرستاده باشى از كار خير ، واندوه خود را بر آنچه فوت شده باشد از آن ، ودر بعضي نسخه‌ها « فاتك » بجاى « فات » است وبنا بر اين ترجمه اين است : يا فوت شده باشد ترا از آن . 2346 استخر ولا تتخيّر فكم من تخيّر امرا كان هلاكه فيه . استخاره كن وخود اختيار مكن پس بسا كسى كه اختيار كرده باشد كارى را كه بوده باشد هلاك أو در آن ، مراد به « استخاره » طلب خير است از حق تعالى بيكى از طرقي كه در شرع وارد شده باشد واز آن ظاهر شود كه خير در كردن آن كار است يا نكردن آن ، يا محض طلب خير از خداى عزّ وجلّ وحوالهء آن كار بر أو كه آنچه در آن باب خير أو باشد از كردن ونكردن چنان كند واگر اين معنى با دعائي باشد از دعاهائى كه در اين باب وارد شده يقين بهتر خواهد بود . 2347 استعمل مع عدوّك مراقبة الامكان وانتها ز الفرصة تظفر . بكار بر با دشمن خود انتظار قدرت وتوانائى وغنيمت شمردن فرصت را تا فيروزى يأبى ، يعنى در دفع دشمن اگر كسى خواهد كه فيروزى يابد بر أو نبايد تعجيل كرد بلكه بايد انتظار وقتي بكشد كه بحسب ظاهر قدرت وتوانائى بر آن باشد ووقتي كه فرصت اين معنى حاصل شود فرصت را غنيمت شمارد وتأخير نكند .